تبليغاتX
بُشري
چندی قبل به اجبار، توفیق دست بوسی بی بی ام را پیدا کردم، با افتخار بوسه ایی بر دستان پر چین و چورکش زدم ،وقتی که دست بوسی هایم تمام شد و سرم را بالا گرفتم ، هیبت و سکوت دارای تفکر عمیق بی بی را مشاهده کردم ، معلوم بود که حسابی از دست این نوه بازیگوش اعصابش به هم ریخته است ، بی درنگ یاد شعری از شاعر افتادم که بحر و عروضش را نمیدانم فقط میدانم که گفته: بدجور به هم ریخته و ترسیده – بی بی که دوباره خواب شومی دیده – از بهت و سکوت بی بی ام میترسم- ما گاو نداریم، ولی زاییده !!! با ترس و لرز پرسیدم اتفاقی افتاده؟! بی بی که فهمیده بود من به یاد آن شعر افتادم بی مقدمه گفت : نگاهی به قیافه ات در آینه بینداز ، نگاهی به آینه انداختم ،همه چی تکراری بود !!!، گفت : تو کی میخواهی دست از این کار هایت برداری و مثل بچه ی آدم به زندگی ات برسی؟! با پای برهنه وسط حرف بی بی ام پریدم ! و عرض کردم : کدام بچه آدم منظورتان است هابیل یا قابیل ؟! باز از آن نگاهای عمیق کرد و جمله ایی حکیمانه نثارم کرد و آن اینکه : اگر نفست به گردنت قلاده بیندازد و شیطان از تو سواری بگیرد ،قابیلی واگر مطیع امر خدا و رسولش باشی بی شک تو هابیلی!!، فهمیدم که حاشیه سازی هم سودی ندارد باید تن به توبیخش میدادم ، بدون اینکه من سوال کنم حالا چه شده ، فرمود: کاندید خاص به یکی از اقوام ، زنگ زده و گفته: از ابراهیمی آبشور، توقع نوشتن جریانش با آن پیرمرد اسفندقه ایی در یک طرفه جیرفت را نداشته ایم، لذا به موجب اینکه خلاف میل ما ، رفتار نموده است، دل ما آزرده شده و بر شما واجب است که از ایشان بخواهید تا از ما عذر خواهی بنماید؟! و آن قوم هم به من گفته است تا تو را انذار کنم و بعد هم وادار به عذر خواهی از آن کاندید خاص کنم ،به بی بی گفتم : منظورتان از کاندید خاص ، آقای خاص، مربی تیم رئال مادرید اسپانیا است ؟! مادر بزرگ که دیگر مطمئن بود نوه اش بیش از اندازه از ماجرا پرت است گفت: آخ پسر چقدر تو پرتی ، منظورم از آقای خاص همان شخصی است که دوستت ع- م در سایتش او را از شاگردان، قطب و مرشد کل ، مشایی کبیر!!! میداند و او را کاندید انحرافی معرفی میکند و فیلمی هم از او با رحیم جان مشایی در حال لبخند و خوش و بش انتشار یافته است !!! من که بابت گناهانم هنوز از خدا معذرت خواهی نکرده ام برایم سنگین بود از شخصی که به مردم با فرهنگ و ریشه دار جیرفت توهین کرده عذر خواهی کنم لذا با جرات هرچه تمام گفتم : روز اولی که کفش هایم را در حوزه علمیه درآوردم و رسما طلبه شدم با خدا عهد کردم که در مقابل دروغگویان و هتاکان به مردمم تا آخرین قطره خونم ایستادگی کنم و با اقتدا به زینب کبری سلام الله علیها، کید و نیرنگ های انها را به اطلاع مردمم برسانم و از حقوق مردمم به اندازه وسع خودم دفاع کنم ، اگر این جرم است من به این جرم افتخار میکنم و معذرت خواهی هم نمیکنم ، چون  گفتن حقیقت نیازی به عذر خواهی ندارد و درثانی مقام معظم رهبری روحی فداه در شاخص های افراد ولایی فرمودند یکی از شاخصه ها تحمل مخالف است ، این آقا که تحمل مخالف را ندارد چرا زنگ به این طرف و آن طرف میزند تا جلوی این طلبه ی خدمتگذار مردم جیرفت را بگیرد تا افشا گری نکند؟! و از همه مهمتر ایشان باید عذر خواهی کند که انتخابات مردم جیرفت را متهم به تقلب میکند ، انتخاباتی که مردم و مسئولین در برگذاری آن سنگ تمام گذاشتند ، رهبرمعظم و شورای محترم نگهبان آن را تائید فرموده اند و من در عجبم که ایشان چگونه بعد از 4 سال به یاد شریفشان آمده که در انتخابات جیرفت تقلب شده است؟! آیا توهینی بالاتر از این به مردم جیرفت سراغ دارید؟! بی بی که انگار از این صحبت ها به من امیدوار شده بود گفت: یکی از طرفدارانش به من گفت که حرفهای تو دروغ است و ایشان حاضر است دست بر روی قرآن بگذارد و قسم بخورد که آن حرفها را نزده است؟!گفتم کدام قرآن ، همان قرآنی که عمرو عاص در صفین بر سر نیزه کرد ویک مشت مقدس نما در لشکر مولا راتحریک کرد تا به قرآن ناطق جسارت کنند!! اگر ایشان الزامی به قرآن و قسم به قرآن داشتند که آن  قسم وحکمیت قرآن شورای اصولگرایی را زیر پا نمیگذاشتند!! هرچند که ما احزاب را از بیخ و بن قبول نداریم ولی برای خودشان که ادعای اصولگرایی دارند باید قابل تامل باشد، وقتی کسی به این آسانی زیر تمامی مقدسات میزند و در جوار ملکوتی ثامن الائمه علیه السلام که حج فقیران به سوی خداست به مسئولین و اساتید این حقیر توهین میکند دیگر توقع دارید که  بیاید در مقابل طلبه ایی دست برقرآن بگذارد و بگوید که جز حقیقت چیز دیگری نمیگویم!!! بی بی گفت :لا اقل زنگ بزن و به خودش بگو بیا با هم بر سر این مطالب مناظره کنیم تا مطلب روشن شود و رفع کدورت گردد، گفتم : بی بی جان زمانی به خدمت یکی از اولیای الهی رسیدم ان شخص به من فرمود : با آدم دروغگو بحث و رفاقت نکن چون مثل سراب میماند ، سخن ایشان چون برگرفته از روایات بود به دلم نشست ، با ایشان به دو دلیل بحث نمیکنم ، دلیل اول : چون ایشان در مصاحبه با هفته نامه عبور، به شعور سیاسی  مرد ولایی ام جیرفت بزرگ توهین نموده است و انتخاب آنها را تقلب خوانده است و دوم : در جوار حرم علی بن موسی الرضا حرفهای غیر واقعی به اساتیدم که خدمتگذاران مردم جیرفت بوده اند نسبت داده است و این دو دلیل ایشان را در نزد این حقیر از عدالت ساقط نموده است و با کسی که از عدالت ساقط است هیچکس هیچ بحثی ندارد.  و در نوشتن نوشته هایم خداوند آگاه است که فقط به مردم ولایی و جوانان عزیز جیرفت و عنبرآباد می اندیشم، نه به دل بخواهی احزاب بشری ،و به خاطر دفاع از مردم عزیزم از هیچ کس عذرخواهیی نخواهم کرد و از این صاحب قدرت خواهش دارم  که دوستانش را نصیحت کند که اگر کسی از ایشان انتقاد کرد، سریعا زنگ نزنند و او را به عذاب الهی مژده دهند ، بلکه سعه ی صدر داشته باشند ، و مخالفین را تحمل کنند ، چون این حرکات را مردم عزیز و فهیم به پای ضعف و عجز شما میگذارند. خاک پای شیعیان علی ع –رسول ابراهیمی آبشور- منبع: www.almojaz.blogfa.com
+ نوشته شده توسط بُشري در یکشنبه هجدهم دی 1390 و ساعت 14:0 |
(چاپ شده در هفته نامه رودبارزمین )

در یک طرفه جیرفت بزرگ مشغول قدم زدن بودم و دیدی به ویترین مغازه ها داشتم و دستی هم به جیب خالی ام میکشیدم و حسرت میخوردم که آخر چرا این جیب جادویی نیست و پول تولید نمیکند تا همه ی یک طرفه را بخرم ، در فکر کت جادویی و شلوارش بودم که کامل عقلی 70 ساله دستش را بر شانه ام گذاشت. برای یک لحضه خیال کردم که خضر نبی حقیر را حاجت روا کرد و برایم کت و شلواری جادویی فرستاده است ،اما خوب که به چهره کامل عقل 70 ساله نگاه کردم دانستم که ایشان از طرف شورای روستای ناکجا آباد هم نیامده تا چه برسد به خضر نبی!!!(نکته اول:برای رسیدن به آرزوها و اهدافتان منتظر خضر نبی نباشید که یک شبه شما را به مقصدتان برساند ،به پا خیزید و همت نمائید که نابرده رنج گنج میسر نشود...)،عاقل مرد بوسه ایی بر گونه ام زد که هنوز گونه ام از زبری محاسنش نالان است ، با صدایی بلند گفت : من خلیفه ام!!! ، پیش خود گفتم خدا به خیر کند ،عاقل مرد ما، دم پیری هوای حکومت آن هم از نوع خلافت را دارد ،گفتم: منم صدرالوزراء!!! هستم ، عاقل مرد نگاه عاقل اندر سفیهی کرد و گفت :چرا دروغ میگی مگه تو ابراهیمی آبشور نیستی!!! گفتم :بله هستم ، ببخشید شما ، گفت :خلیفه ام از اهالی دولت آباد اسفندقه همان جایی که چند وقت پیش بخشش کردی و 4 بخش بود!!! ، تازه سکه 500 تومانی ام جا افتاد که این عاقل مرد فامیلش خلیفه است و سودای حکومت ندارد . گفتم :در خدمتم ، گفت :چند وقتی نبودی ، کجا بودی ، گفتم رفته بودم نقاط دیگر جیرفت را بخش کنم و از روی هر کدام سه مرتبه بنویسم ، گفت شوخی بسه، بوی انتخابات به کله ات خورده آمده ایی تا از آب گل آلود ماهی بگیری !!! گفتم : ماهیگیری بلد نیستم ، واگر زمانی به سرم زد که ماهی بگیرم از آب گل آلود ماهی نمیگیرم میروم از مغازه میخرم که درد سرش کمتر است،(نکته دوم :کاندیدای محترم از آب گل آلود ماهی نگیرید ،ممکن است مورد تائید وزارت بهداشت نباشد و بعد نوش جان بفرمائید و تبعات بدی برایتان داشته باشد).گفت :شنیده ام با یکی از مخالفان استان شدن جیرفت بحثی داشته ایی ،خب تعریف کن ببینم چه گفته ایی و چه شنیده ایی، گفتم گفته ها و شنیده ها یم در یک کاغذ A4  گنجانده نمیشوند فقط به ایشان گفتم بگذارید مردم جیرفت بزرگ خودشان برای خودشان تصمیم بگیرند ، فضا را آلوده نکنید و به  اسم مبارک مقام معظم رهبری و شهدای بزرگوار، غیر مستقیم  از کسی تبلیغ نکنید و کسی را به عنوان نماینده و کاندید اصلح معرفی ننمائید و نگویید تهرانی ها فلانی را اصلح میدانند .مگر ملاک آقایان خوش نشین تهران هستند ، برای ما ملاک آن جوانانی هستند که در گرما و سرما در گلخانه ها یشان در زمین های کشاورزی شان زحمت میکشند  و بعد از کلی ضرر سود محصولشان به جیب دلالی میرود که برایش خواب و بیداری های این جوان کشاورز با خانواده اش ارزش و مفهومی ندارد.اینها برای ما ملاک هستند که نفس کشیدنشان عبادت است. نه آن اقایی که در تهران است و چه میداند محرومیت یعنی چه ،مشکلات یعنی چه، نیایید و به مردم شریف جیرفت و عنبراباد بگویید : چون ما در تهران تصمیم گرفته ایم فلانی اصلح است شما هم موظفید به فلانی رای دهید. بدانید که مردم عزیز این برخورد را محکوم میکنند ، گفت :خوب او چه گفت؟! گفتم چه دارد که بگوید،نفسی عمیق کشید و گفت: البته حق با شما است ولی مردم باید بدانند که مثلا تشکیلات اصولگرا!!! چه شخصی را معرفی کرده اند تا به همان شخص رای دهند و رای شان مورد رضایت خدا باشد. عاقل مرد کوله اش را به گوشه ایی انداخت و گفت :کاش پای خدا را وسط نمیکشیدند ، خب تو چه گفتی؟! عرض کردم :به او گفتم :مردم در انتخاب کاندیدا، باید مجتهد گونه برخورد کنند نه به روش تقلید گونه ، باید تمام حرفها را بشنوند و به بهترین نظرات و تفکرات رای دهند بعد از این که بگذریم، فخر عالم!!! وقتی عده ایی به اسم اصولگرایی درجیرفت بزرگ شخصی را که مورد تائید شما نیست ،را به عنوان اصولگرا انتخاب میکنند، چرا آن شخص مقابل که انتخاب نشده آن جلسه را از بیخ و بن غیر رسمی میداند وهمه قسم هایش و زیارت کردن قرانش را زیر پا میگذارد و دوپایی بر روی ان میپرد و منکر همه چیز میشود و شما هم از بالا تائید میکنید که این شورا مورد تائید ما نیست !!!اگر آن شخص منکر را آن شورای اصولگرایی انتخاب میکرد ایا باز فرد مذکور زیر همه چی میزد ؟! آیا شما آن مجلس را تائید نمیکردید، پر واضح است که شما آن مجلس را تائید میکردید و آن را مورد مرضی امام زمان عج میدانستید و آن شخص هم بادی به گردن میانداخت و میگفت من انتخاب سیاسیونم پس من اصلحم و شرعا!!! باید به من رای دهید ،آیا این قدرت طلبی و خودخواهی نیست ؟!چگونه این افراد داعیه نوکری مردم را دارند؟!، این دخالت ها و اظهار نظرهاست که مردم جیرفت را ناراحت میکند.شما به دنبال کسی میگردید که تمامی حرفای شما را بیچون و چرا قبول کند ، پس بفرمائید دنبال نوکری برای خودتان هستید نه نوکری برای مردم جیرفت . یکی را میگویید تند است و زیر بار ما نمیرود ودیگری را میگویید در موج سبز است و با منافقین نشسته است و به همین نحو کاندید های کار آمد را از میدان به در میکنید تا به اهداف خودتان برسید و این بار به حول قوه الهی جوانان جیرفت زمین به شما اجازه چنین کاری را نخواهند داد. خلیفه اسفندقه دستانش را بلند کرد و آمینی گفت و دعایی برای جوانان غیور جیرفت بزرگ نمود ودست مرا فشرد و نصایحی نمود. کوله اش را برداشت و گفت:خداوند این جوانان را برای ما نگه دارد خدایا زنده ام نگه دار تا ببینم این جوانان چه میکنند.......(خاک پای شیعیان علی ع رسول ابراهیمی آبشور) 

+ نوشته شده توسط بُشري در شنبه سوم دی 1390 و ساعت 6:57 |

هوالعلیم

امروز جمعه ، 2 دی ماه است ،

امروز صبح ساعت 8:30صبح برنامه پیاده روی خانوادگی را از شبکه سوم سیما تما شامیکردم.

کاروان پیاده روی به شهرستان ولایت مدار جیرفت کهن رسیده بود ، سه تا پراید و کلی جایزه هم گذاشته بودند و مسئولین هم طبق معمول خودشان را دوشادوش مردم نشان میدادند و بعضابه درخواست مجری بالا میآمدند و مثل همیشه آمار و ارقام دروغکی یا راستکی ارائه میدادند

و بعد هم حضار عزیز به خاطر اینکه مسئولین عزیز جیرفت که عمدتا غیر بومی هستند ضایعه نشوند کف و سوتی مینواختند و مجازا به ان مسئول میفرمودند با خداحافظی ات مارا خوشحال کن.......

این مدل برنامه ها و همایش ها بسیار به جا و محترم است منتها در این همایش شیطنت هایی بود که همایش را از مردمی بودن به در آورده بود و بوی جناح و تیم و حزب را به مشام مردم میرساند .

بنده به عنوان یک جیرفتی وقتی بعضی از مدعوین به روی صحنه را مشاهده کردم خجالت کشیدم . مسئولینی که سالی یک بار در جیرفت دیده نمیشوند به عنوان مهمان آمدند و برای

مردم حرفهای تکراری زدند ولی از خدمتگذاران اصلی مردم جیرفت خبری نبود که نبود......

سوال من از مسئولین محترم این است ، چرا با وجود اینکه نماینده قانونی مردم جیرفت درحوزه انتخابیه خودش بوده ،از او دعوت به عمل نیامده و او را به این همایش فرا نخوانده اند وجهت سخنرانی از ایشان دعوتی به عمل نیامده است. آیا این مبارزه علنی با انتخاب مردم نیست ؟!

آیا شمایی که دم از ولایت مطلقه فقیه میزنید و خود را مجری طرح وحدت ملی میدانید این طور وحدت مسئولین با یکدیگر را به نمایش میگذارید که از دادستان محترم جهت قرعه کشی دعوت بشود ولی از نماینده قانونی مردم در مجلس نامی هم برده نشود ایا این خیانت به مردم جیرفت نیست ؟!

اگر نماینده از دوستان شریفتان بوده چه میکردید؟! اگر نماینده از کسانی بود که احمدی نژاد را شعیب بن صالح میدانست!!! مسلما خود را از چاکران و ملازمان او میدیدید .

مسئولین عزیز مردم جیرفت هوشیار هستند و چشم خود را بر روی واقعیت ها نبسته اندامروز خیلی ها متوجه این خیانت و توهین شما به مردم جیرفت شدند و به زودی در پای صندوق های رای جواب دندان شکنی به شما خواهند داد.

مسئولین فداکار...

بدانید و آگاه باشید که  همه ی انسانها مرگ را تجربه میکنند و برای شما که مسئولید شب اول قبر وحشتناکی تدارک دیده شده است و از اینکه با خواست مردم چگونه برخورد نموده ایدقطعا سوال پرسیده خواهید شد و بدانید که اگر اسلام پناه سکوت کرده خدای او سکوت نکرده

و این اجحاف شما در حق انتخاب قانونی مردم، را سوال خواهد نمود.

این مطلب اول که در بعد سیاست بود اما مطلب دوم وآن مربوط به دین و اهل بیت است .

مسئولین عزیز،شما که افتتاحیه گاز رسانی به جیرفت را به دست نماینده با کفایتش رد میکنید ودر ان شرکت نمیکنید و بهانه می آورید که چون ماه عزای سید الشهدا است نمی شود افتتاحیه برگذار کرد پس چرا امروز در مقابلتان نی انبان و تمبک زدند و مطرب ها شعر خواندند وکک شما آقایان هم نگزید . مگر الان ماه عزای سید الشهداء نیست پس با کدام مجوز شرعی و عقلی شما اقدام به پخش موسیقی نی انبان  و تار و تمبک کردید و آن را از شبکه سرتاسری جمهوری اسلامی ایران پخش نمودید و احدی از شما اعتراضی نکرد.

آیا یک افتتاح که شما مانع شدید و ان را تکذیب کردید و به بهانه اینکه محرم است و نمی شودچیزی را افتتاح کرد ، خواستید این موفقیت بزرگ را به نفع گروهی مصادره به مطلوب نمایید، جز این بود که با خواندن ایاتی چند از کلام الله و نهایتا سخنرانی نماینده به پایان میرسید، آیا این حرکت با آموزه های دینی اشکال داشت ولی صدای نی انبان چون برای شما

بود اشکال نداشت .

یکی از ولایتمداران جیرفت طی پیامی برای حقیر نوشته است این حرکت(نی انبان) نشان میدهد که واقعا امام حسین علیه السلام در اینجا هم غریب است.

دیگری فرموده است: چون اصولگرایان اجازه داده اند که نی انبان پخش شود احتمالا خدا و امام زمان هم راضی است !!!! چون رضایت اینها (اصولگراها) رضایت امام علیه السلام است.از بس که در سخنرانی هایتان خودتان را منتسب به امام زمان عج نموده اید برای بعضی ها امر واقعا مشتبه شده....(تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل). به هر حال همان طوری که در پیام تلفنی که به شما ارسال کردم و نکاتی را یادآور شدم اینجا هم میگویم ، امید است همانگونه که ما را توجیه میکنید ،امام زمان را هم بتوانید توجیه نمایید.

والسلام علی من تبع الهدی.

زنده باد مردم ولایت مدار جیرفت کهن- رسول ابراهیمی آبشور

+ نوشته شده توسط بُشري در شنبه سوم دی 1390 و ساعت 6:33 |
پس از 17 سال پيكر آيت‌الله قزويني سالم از قبر خارج شد


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط بُشري در پنجشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1390 و ساعت 16:44 |

نقدي وجيز بر مستند ظهور نزديك است!!!(قسمت اول)

چندي است كه در كوچه و بازار صحبت از مستندي به نام ظهور نزديك است مي باشد.مستندي كه واكنش مراجع و علماء را به همراه داشت.

اين مستند ابتدايي !! در چندين هزار نسخه به سرعت در كشور و حتي خارج از كشور پخش و تكثير شد و كار به جايي رسيد كه بعضي از شبكه هاي آمريكايي اين مستند را تحليل كردند و نتيجه گرفتند كه :ايران با ساخت اين مستند در پي حمله به اسرائيل است و شبكه هاي سلطنت طلب بهايي پرور!!!نيز فرصت را مغتنم شمردند و بهانه ي خوبي به دستشان آمد تا به ساحت مقدس امام زمان عج و مقام عظماي ولايت، رهبر معظم انقلاب حملاتي شنيع و در خور شان خودشان و اربابانشان داشته باشند. شايد كمتر كسي اين مستند كذايي را نديده باشد ويا در موردش نخوانده و نشنيده باشد. واين نقد تنها به واسطه ي درخواست پيرمردي ولايي در روستاي قلعه كوچك از توابع عنبر آباد ميباشد.زماني كه در ايام نوروز مهمان او بودم نوه اش در مورد اين مستند از من سوال كرد و وقتي كه گفتم كذب محض است پيرمرد با نگاهي گفت :اگر كذب است پس چرا مطلبي نمي نويسيد و در اختيار مردم قرار نمي دهيد ؟!! و نگارنده به وي قول داد كه در اسرع وقت نقدي مختصر بر محتواي اين مستند بنگارد.البته ناگفته نماند كه مطلب در اين زمينه بسار نوشته اند اما حقيربه نوبه ي خودم به خاطر تعهدي كه نسبت به مردم و جوانان شريف جيرفت و عنبر آباد و جنوب كرمان دارم ناگزيرم كه چند مطلبي در نقد محتوايي اين مستند بنگارم تا شايد مورد قبول افتد و شبهات به وجود آمده در اين مستند را جواب داده باشد.

شخصيت شعيب بن صالح.

در اين مستند كذايي روي يكي از شخصيت ها خيلي مانور داده شده و حقير اين طور از كلام بعضي بزرگان استنباط ميكنم كه كل معرفي علائم ظهوري كه نمايش داده شده مقدمه ايي براي معرفي شخصيت شعيب بن صالح و تطبيق آن به رياست محترم جمهوري است.توجه داشته باشيد كه در اينجا ما به دنبال شخصيت روايي و ديني شعيب بن صالح هستيم نه تخريب دكتراحمدي نژاد.بحث ديني و اعتقادي فراتر از بحث هاي سياسي و حزبي است شايد در سياست پيرو حزب و گروهي باشيم ولي در اعتقادات پيرو احدي نميباشيم چرا كه در روايات داريم و كلام مراجع نيز همين است كه در مسائل اعتقادي تقليد جايز نميباشد.بگذريم،ميخواهيم بدانيم كه شعيب بن صالح كيست و در روايات نامي از ايشان برده شده يا خير؟!در كل رواياتي كه در زمينه مهدويت از شيعه و سني نقل شده است در مورد شعيب بن صالح تنها 17 روايت در دست است كه 3 تا از آن روايات از معصوم ع رسيده و مابقي از كتابهاي اهل سنت كه عمدتا از كتاب الفتن ابن حمّاد ميباشد.اما آن رواياتي كه از معصومين رسيده است يكي متعلق به وجود نازنين سيد الساجدين ع ميباشد كه راوي آن بشير بن جزلم ميباشد كه ازاين آقاي بشير در كتب رجالي شيعه نامي برده نشده است و شخصيت مجهولي ميباشد و لذا روايت مجهول و ضعيف ميباشد و نميشود به آن استناد كرد.روايت دومي كه از معصوم در مورد شعيب بن صالح نقل شده است مربوط است به روايتي از امام رضا ع كه آن روايت در سندش شخصي به نام جعفر بن محمد بن مالك وجود دارد كه مرحوم نجاشي كه از استوانه هاي رجالي شيعه ميباشد در شرح حال ايشان ميفرمايد:(كان ضيعفا في الحديث) و در جاي ديگري از شخص ديگري درباره جعفر بن محمد بن مالك نقل مينمايد كه(:كان يضع الحديث وضعا و يروي عن المجاهيل) و بعد ميفرمايد(سمعت من قال:كان ايضا فاسد المذهب-المعجم الرجال شماره 2279) اما روايت سومي كه از معصوم نقل شده است را نسبت داده اند به امام صادق عليه السلام كه حقير با چشم پوشي از ضعف سندي اين روايت تنها چيزي كه از اين روايت به دست مي آيد وجود شخصي به نام شعيب بن صالح است كه قبل از ظهور امام زمان روحي فداه منشا تحولاتي ميشود.اما تفصيل ندارد و منظور از تفصيل اين مي باشد كه مثلا امام بيان بفرمايد كه از كجا ميآيد و قيافه اش چگونه است و چه ميكند در اين روايت نميباشد.اما در كتب اهل سنت كه اكثر روايات مربوط به شعيب در كتب آقايان اهل سنت ميباشد جريان به نحو ديگري مطرح شده است.مثلا در كتاب عقد الدرر في اخبار المنتطر كه نوشته يوسف بن يحيى بن علي المقدسي الشافعي السلمي ميباشد از جريان شعيب به عنوان قصه ياد ميكند.آقاي سلمي نميگويد روايت نميگويد حديث نميگويد اثر ميگويد قصه يعني جريان شعيب به قصه شباهت بيشتري دارد تا روايت،و اما در مورد كتاب ابن حماد كه سازندگان اين مستند عجيب و غريب به اين كتاب بسيار استناد كرده اند و در سايت خودشان اين كتاب را از محكم ترين كتب اهل سنت معرفي كرده اند كه موجبات خنده ي اهل سنت را فراهم آورده اند بايد عرض نمايم ما كه دلمان ميخواهد براي ظهور حضرت كاري نمائيم وقتي كه ميخواهيم مطلبي را نقل نمائيم كه در خصوص حضرت صاحب است بايد دست به عصا باشيم و مستند نقل نمائيم و اگر از كتابي نقل ميكنيم بايد نويسنده وارزش و جايگاه او را بشناسيم كه اين امور غالبا استاد ميخواهد و بدون استاد ره به جايي نبرد و دوستان زحمتكشي كه اين مستند تا ظهور را ساخته اند اگر استاد ديده بودند هيچ وقت كتاب الفتن ابن حماد را به عنوان محكم ترين كتاب اهل سنت معرفي نميكردند چون بزرگان اهل سنت از بيخ و بن كتاب و نويسنده را كوبيده اند و از اعتبار ساقط كرده اند و در نزد ما شيعيان هم اين كتاب هيچ جايگاهي ندارد و تنها علامه مجلسي رحمه الله دو سند مي آورد كه در اين دو سند فقط نام ابن حماد وجود دارد ،ولي از كتاب او سخني به ميان آورده نشده است و هم چنين آقاي ذهبي كه از بزرگان و فحول علماي اهل سنت است در كتاب خودش به نام سير الاعلام النبلاء ج 10 ص 595 چاپ موسسه الرساله بيروت در مورد ابن حماد و كتابش ميگويد (لا يجوز لاحد أن يحتج به، وقد صنف كتاب " الفتن " فأتى فيه بعجائب ومناكير)و عبارات ديگري كه بيانگر ضعيف بودن اين كتاب ميباشد.خلاصه در يك جمع بندي كلي ميتوان گفت كه ما حتي يك روايت صحيح در مورد شخصي به نام شعيب بن صالح نداريم !!!اما با چشم پوشي از ضعيف بودن احاديث وارده در مورد شعيب و طرق آنها كه به اهل سنت ختم ميشود ميتوانيم طبق قاعده ي استفاضه روايات ما را غني از بحث سندي ميكند، اصل شعيب بن صالح را ثابت نمائيم كه بله،شخصي مي آيد ،اما از كجا خدا ميداند، چون بعضي از روايات گفته سمرقند و بعضي ديگر گفته ري يا مثلا ريشش پرپشته يا كم پشت ،روحيه اش چگونه است را نميتوانيم بيان نمائيم و بالاخره به جمع بندي قطعي نميتوانيم برسيم،لذا طبق سخن معروف اصوليون جمع بين روايات بهتر از طرح آن است ميتوانيم فقط اصل شخصيتش را ثابت نمائيم اما در تفصيلات مطلقا حرف درست و درماني نداريم.حالا يك شوخي سياسي بنويسيم فكر نميكنم بد باشه،در همين روايات ضعيفه دارد كه شعيب بن صالح با سفياني درگير است و زد و خورد دارد و از اين حرفا و در اين مستند آقاي دكتر احمدي نژاد به عنوان شعيب معرفي شده و ملك عبدالله اردن به عنوان سفياني معرفي شده و طبق روايات بايد اين دو به جان يكديگر بيفتند در حالي كه چندي قبل همگان مشاهده نمودند قطب دايره دولت و حضرت مرشد كامل اسلام شناس و فقيه به مكتب نرفته جناب مستطاب اسفنديار خان رحيم مشايي با همين آقاي سفياني(پادشاه اردن) ديدار كرد و از طرف شعيب بن صالح(احمدي نژاد) او را به ايران دعوت كرد و اين يعني چيزي عكس عقيده و مرامي كه در روايات براي شعيب ذكر شده است.و من نميدانم سازندگان آن مستند كذايي براي اين مهمان ناخوانده كه حكومتش بر پايه خون هاي به نا حق ريخته شده ي شيعيان و مردم اردن است و يكي از بزرگترين دشمنان انقلاب اسلامي به حساب ميآيد و حيوان تربيت شده صهيونيست ها ميباشد چه جوابي دارند در پايان كلامي را از استادم علامه محقق نجم الدين طبسي روحي فداه در خصوص تطبيقات مي اورم ايشان فرمودند(تطبيق در مسائل حتمي ظهور درست نميباشد ،چه رسد به مباحث غير حتمي)در مورد ديگر شخصيت هاي اين مستند مانند سيد خراساني و يمني و حسني اگر عمري بود و توفيقي در شماره هاي بعد مطالبي مينويسيم.ان شالله خاك پاي شيعيان علي ع –رسول ابراهيمي آبشور

+ نوشته شده توسط بُشري در جمعه دوم اردیبهشت 1390 و ساعت 11:14 |
تولد پيامبر اعظم محمد مصطفي صلي الله عليه و اله  و رئيس مذهب شيعه امام جعفر صادق عليه السلام را به همگي مسلمانان واقعي يعني شيعيان اثني عشري تبريك و تهنيت عرض مينمائيم.

+ نوشته شده توسط بُشري در دوشنبه دوم اسفند 1389 و ساعت 9:8 |

امير المؤمنين عليه السّلام ميزان اعمال مى باشند.

َ

تفسير آيه:

لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْميزانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْط. (سوره الحديد (57) صدر آيه 25)



ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط بُشري در دوشنبه بیست و پنجم بهمن 1389 و ساعت 19:10 |
نصايح عرفاني!!!


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط بُشري در دوشنبه بیست و پنجم بهمن 1389 و ساعت 19:3 |

هوالعليم
(يادداشتهاي يك طلبه جيرفتي!!!)

هري پاترهاي جيرفتي!!!



ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط بُشري در دوشنبه یازدهم بهمن 1389 و ساعت 17:2 |

هوالعليم

نحن اصل كل خير و اعدائنا اصل كل شر.



ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط بُشري در دوشنبه یازدهم بهمن 1389 و ساعت 17:0 |